عزت و عزت‌خواهی در شعارهای عاشورا
152 بازدید
تاریخ ارائه : 11/2/2014 10:57:00 AM
موضوع: امامت و مهدویت

در بررسي تاريخ خونبار عاشورا يکي از موضوعات بسيار مهم و اساسي که همواره مورد توجه و امعان نظر انديشمندان شيعي قرار داشته «شعارهاي عاشورا» بوده است; به‌ويژه اينکه اين شعارها مشتمل بر ارکان قيام حسين بن علي عليه السلام از جمله عزتمندي و عزت خواهي آن سرور شهيدان بوده است .

شعارهاي عاشورا آينه اي صاف و تمام نماست که با نگاه در آن اعصار و قرون در نورديده شده، حقايق تابناک بزرگترين قيام تاريخ در چشم ما مي نشيند .

قبل از بررسي کوتاه و اجمالي برخي از شعارهاي عاشورا مناسب است به توضيح مختصري درباره واژه هاي عنوان نوشتار بپردازيم که به عنوان مقدمه نيز لازم و مفيد است .

الف) عزت:

در زبان عرب به زمين غيرقابل نفوذ و سخت «ارض عزاز» گويند که هيچگونه ابزاري در آن اثر نکند و «عزت » نيز از همين ريشه گرفته شده است; از اين رو به حالتي که انسان را از شکست خوردن و مغلوب شدن حفظ مي کند، «عزت » مي گويند . (1)

بدون ترديد يکي از اميدهاي بشر - که به نوعي برخاسته از فطرت پاک اوست - دستيابي به قله شکست ناپذيري و صلابت و پايداري در برابر نيروهاي شکننده بيروني است و اين اميد همواره با واکنشهايي که انسان در برابر حوادث از خود نشان مي دهد تحقق مي يابد .

حقيقت عزت تجلي همين فطرت متعالي انساني است که به وسيله هدايتهاي بيروني متکامل و جهت دار مي شود، انسان را از مقهور شدن و مغلوب گشتن باز مي دارد و او را در پناه مي گيرد و محافظت مي نمايد و از تن دادن به ذلت و خواري و شکستن و تسليم شدن ايمن مي سازد .

اگر چنين شد، انسان نه تنها در برابر نيروهاي بيروني راه رسيدن به حقيقت را از دست نخواهد داد، بلکه فشارهاي دروني همچون هوي و هوس نيز او را از ادامه راه در مسير حق باز نخواهد داشت و در برابر هر دو عامل دروني و بيروني سرفراز و پيروز خواهد گشت و به سوي منزلگه مقصود که همانا کمال مطلوب است رهنمون خواهد شد .

ب) عاشورا:

عاشورا عبارت است از روز دهم ماه محرم الحرام که اگرچه از ديرباز مورد توجه و احترام بوده ولي در فرهنگ شيعه به خاطر شهادت سومين پيشواي شيعيان و فرزندان و اصحاب او در سرزمين کربلا از جايگاه بسيار رفيع و ارزشمندي برخوردار است . (2)

اين روز در تاريخ جاهليت عرب، از روزهاي عيد رسمي و ملي بوده و در آن روزگار در چنين روزي، روزه مي گرفتند و جشن و شادماني برپا مي کردند، اما با رخداد قيام سيد الشهداء عليه السلام در بين دوستداران اهل بيت عليهم السلام به عظيم ترين روز سوگواري و ماتم تبديل شد .

امام صادق عليه السلام در توصيف آن روز و شدت مصيبتهايي که بر خاندان رسالت رسيد، اين گونه فرمود: «واما يوم عاشورا، فيوم اصيب فيه الحسين عليه السلام صريعا بين اصحابه واصحابه حوله صرعي عراة; (3)

و اما روز عاشورا، پس آن روزي است که در آن حسين عليه السلام ميان يارانش کشته بر زمين افتاد و ياران او نيز اطراف او بر خاک افتاده و عريان بودند .»

همواره امامان شيعه جهت زنده نگه داشتن ياد و خاطره آن روز بزرگ، شيعيان را به سوگواري و عزاداري توصيه فرموده اند .

امام رضا عليه السلام در اين باره مي فرمايد: «من ترک السعي في حوائجه يوم عاشوراء قضي الله له حوائج الدنيا والآخرة ومن کان عاشوراء يوم مصيبته وبکائه جعل الله عزوجل يوم القيامة يوم فرجه وسروره; (4)

هر کس تلاش در رفع حوايجش را در عاشورا [به خاطر عظمت و به پا داشتن عزاء] ترک کند، خداوند حوايج دنيا و آخرتش را برآورده سازد . و هر کس که عاشورا روز مصيبت و گريه اش باشد، خداوند تبارک و تعالي روز قيامت را روز شادي و خوشحالي او قرار دهد .»

دشمنان و مخالفان اهل بيت عليهم السلام اين روز را به جشن و سرور سپري مي کردند، که در اين باره مي خوانيم: «اللهم هذا يوم تبرکت به بنوا امية وابن آکلة الاکباد; (5)

خدايا! اين روزي است که بني اميه و فرزند خورنده جگرها (هند که جگر حمزه سيد الشهداء را به دندان گرفت) به آن تبرک جسته اند .»

از اين رو امامان شيعه علاوه بر توصيه شيعيان به زنده نگهداشتن اين روز، خود نيز در حد امکان با برپايي مجالس و محافل سوگواري ياد و خاطره مظلوميت جد بزرگوار خود را زنده نگه مي داشتند .

ج) شعار:

شعار را در کتابهاي لغت به آنچه شخص در ميدان کارزار جهت معرفي خود به کار مي گيرد (6) معنا کرده اند که عمدتا اين معرفي به صورت کلامي انجام مي شود . اين کلام ممکن است به صورت کلام منظوم و يا به صورت نثر باشد .

اين معرفي از آن جهت صورت مي گرفت که شخص علاوه بر تقويت روحي و رواني خود، با ذکر ويژگيها و برجستگيهاي خود در روح و روان دشمن خويش نيز تاثير مي گذاشت و از آن به رجز نيز تعبير مي شود .

البته اين واژه در محاورات امروزي وقتي اضافه به عاشورا مي شود، مقصود از آن مجموعه سخناني است که در طول قيام عاشورا از طرف حسين بن علي عليهما السلام و ياران آن حضرت ايراد شده و داراي ويژگيها و پيامهاي ماندگار است، به گونه اي که در هر عصر و زمان قابل استفاده و متابعت مي باشد .

بنابراين لزوما معناي لغوي شعار مقصود نيست، اگر چه آنها را نيز شامل مي گردد . اما اينکه شعار در هنگام رزم و جنگ از چه زماني مرسوم شده، به طور قطع مشخص نيست، ولي قدر يقين اين است که اين شعار دادن هنگام کارزار از صدر اسلام و جنگهاي نخستين پيامبر صلي الله عليه و آله مورد توجه طرفين جنگ بوده است . اين شعار دادن و رجز خواني در عاشورا نيز جزء عناصر بسيار مهم قيام امام حسين عليه السلام محسوب مي گردد، چه اينکه علاوه بر بيان عمق احساسات گوينده، مشتمل بر بلندترين معارف و پيامهايي است که تنها از خاندان رسالت انتظار مي رود .

اگر چه مجموعه شعارهاي عاشورا داراي مضامين بسيار بلند و معارف ارزشمند است، اما آنچه از لبهاي مبارک امام حسين بن علي عليهما السلام بيان شده، ويژگي و اهميت فراواني دارد . از اين جهت در اين مجموعه تنها به برخي از فرمايشات آن حضرت اشاره مي شود .

با گذري کوتاه در بوستان کلام آن حضرت در طول حرکت و نهضت خونين عاشورا موضوعات ذيل به خوبي به چشم مي خورد .

1- معرفي شخصيت و جايگاه خود به عنوان فرزند آخرين پيامبر الهي و امام بر حق جامعه .

2- تبيين اهداف و رسالتهاي خود به عنوان جانشين رسول گرامي اسلام صلي الله عليه و آله .

3- پرده برداري از روح حاکم بر دولتمرداني که به دروغ خود را جانشين پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله قلمداد مي کردند .

عمدتا اين شعارها با مضامين فوق در سه بخش اساسي کلام آن حضرت تجلي يافت .

اين سه بخش عبارت بودند از:

الف) خطبه ها:

منظور از خطبه ها، سخناني است که آن حضرت در برابر ديگران ايراد فرمود . اين خطبه ها که در تبيين ماهيت قيام امام حسين عليه السلام و اهداف آن حضرت نقش دارند، بخشي در ابتداي قيام و در طول راه و بخشي در ميدان کارزار بيان شده است . در ذيل به نمونه هايي از بيانات آن حضرت اشاره مي شود .

آن حضرت هنگام خروج از مکه به سوي عراق فرمودند: «خط الموت علي ولد آدم مخط القلادة علي جيد الفتاة; (7)

به راستي مرگ براي فرزندان آدم همان اندازه زيباست که گردنبند بر گردن دختران جوان .»

از الفباي بر جسته نهضت عاشورا و از روحيات والاي حسين بن علي عليهما السلام و يارانش که از همان ابتداي راه به خوبي به چشم مي خورد، عنصر «شهادت طلبي » يعني مرگ در راه خدا بود . و اين يعني اتصال به عزيز مطلق و دميدن روح عزتخواهي در جوامع انساني .

امام حسين عليه السلام در اين کلام نوراني به اين حقيقت بزرگ به نحوي تصريح کرده است که اين نحو مردن، بهترين نوع مردن است .

و همين حقيقت را در مواجهه با فرزدق اينگونه تصوير نموده است:

فان تکن الدنيا تعد نفيسة

فدار ثواب الله اعلي وانبل

وان تکن الابدان للموت انشات

فقتل امرء بالسيف في الله افضل (8)

«گرچه دنيا نفيس شمرده مي شود ولي خانه ثواب خداوند بلندتر و بزرگ مرتبه تر است . و گرچه بدنها براي مرگ خلق شده اند ولي کشته شدن مرد با شمشير در راه خدا با فضيلت تر است .»

امام حسين عليه السلام پس از برخورد با سپاه حر، اهداف حکومت خود را با صراحت تمام اين گونه بيان کرد:

«انه قد نزل من الامر ما قد ترون وان الدنيا قد تغيرت وتنکرت وادبر معروفها . . . الا ترون ان الحق لا يعمل به والباطل لا يتناهي عنه; (9) چيزي پيش آمد که مي بينيد و بي گمان دنيا دگرگون و زشت شده است و نيکي آن پشت کرده [و از بين رفته] است . . . آيا نمي بينيد که به حق عمل نمي شود و از باطل دوري نمي شود؟»

آن حضرت، حرکت سياسي خود بر ضد حکومت يزيد را به تکليف شرعي و امر به معروف و نهي از منکر و احياي سنت پيامبر صلي الله عليه و آله پيوند داد، تا ضمن مشروعيت بخشيدن به قيام خود، تعريضي به نامشروع بودن خلافت يزيد و تعارض آن با سنت نبوي داشته باشد و به همين دليل در جاي ديگر فرمود: «انا لله وانا اليه راجعون وعلي الاسلام السلام اذ قد بليت الامة براع مثل يزيد; (10) «انا لله و انا اليه راجعون » . زماني که امت گرفتار سرپرستي چون يزيد شوند، با اسلام بايد وداع کرد .»

چرا که در فرهنگ عاشورا، حاکميت ظلم يزيدي بزرگترين منکر اجتماعي است و مبارزه براي حاکم ساختن حق و قطع سلطه و ستم، معروفي عظيم است .

از حسين اکتفا به نام حسين

نبود در خور قيام حسين

بلکه بايد که خلق دريابند

علت اصلي قيام حسين

کشته شد زير بار ظلم نرفت

به به از قدرت تمام حسين

بهر احياي دين شهادت يافت

زنده شد نام دين زنام حسين

امام حسين عليه السلام در کربلا خطاب به ياران خود، يکي ديگر از پرده هاي اسرار قيام خود را اين گونه کنار زده مي فرمايد: «اني لا اري الموت الا سعادة والحياة مع الظالمين الا برما; (11)

من مرگ را جز خوشبختي و زندگي با ستمکاران را جز بدبختي نمي بينم .»

بدون ترديد شهادت مظلومانه امام حسين عليه السلام و يارانش در کربلا تاثير شگرفي در بيداري و حرکت آفريني جامعه اسلامي داشت و خوني تازه در رگهاي جامعه اسلامي دواند و جو نامطلوب را شکست و امتداد آن حماسه، در طول تاريخ جاودانه ماند .

و اين همان سعادت راستين است که امام حسين عليه السلام آن را در شهادت مي بيند . آن حضرت، همين مضمون را در کلامي ديگر اين گونه بيان کرد: «لا اعطيکم بيدي اعطاء الذليل ولا اقر اقرار العبيد; (12)

دست خود را مانند انسان ذليل به شما نمي دهم و مانند بردگان اقرار نمي کنم .»

آري از مهمترين درسهاي نهضت کربلا، آزادگي و حريت و تن به ظلم ندادن و اسير ذلت نشدن است .

آن حضرت با اين بيانات راه خويش را به همگان معرفي کرد و خود را از قبول ذلت مبرا و حقيقت عزت را در رفتار و سخنان خود متجلي ساخت و چنان تصويري از آزادگي و عزت بر صفحه تاريخ به رشته تحرير درآورد که تا قيام قيامت مقصد و ماواي عزت خواهان جهان در هر مکتب و مذهبي باشد .

و آنگاه آن شعار جاودانه تاريخ شرف صدور يافت که: «هيهات منا الذلة; (13) ذلت از ما دور است .»

و اين شعار هرگز در قفس تنگ زمان و مکان نگنجيد، که فريادي برخاسته از عمق فطرت عزتخواهي انسانهاي حقيقت طلب است و همچنان با تاسي به آن رادمرد تاريخ، همواره آن را شعار پرچم قيامشان قرار داده اند .

و به راستي اين شعار است که مي تواند تحقق بخش آزادي و آزادگي در بين جوامع بشري، در عصر تاريکيها و ذلتها باشد .

اگر امروزه عاشورا از زنده ترين شعارهاي شيعه محسوب مي شود، بخشي را مرهون شعارهاي تابناک و حيات بخش حسين بن علي عليهما السلام و ياران آن حضرت است .

ب: رجزها:

بخشي از شعارهاي عاشورا در قالب رجزهاي امام حسين عليه السلام در ميدان کارزار بيان شده است .

«رجز» نام يکي از انواع شعر عربي است که نوعي تحرک و رواني در آن وجود دارد .

در دوران جاهليت از اين وزن شعر، بيشتر در اشعاري که جنبه مبارزه، دشنام يا تفاخر داشت استفاده مي شد . بکارگيري اين وزن و آهنگ در شعرهاي حماسي که مبارزان در ميدانهاي جنگ مي خواندند سبب شده که به آن اشعار رجز گويند .

برخي از رجزهاي حضرت امام حسين عليه السلام عبارتند از:

الموت خير من رکوب العار؛   والعار خير من دخول النار (14)

«مرگ بهتر از پذيرش ننگ است و ننگ و عار بهتر از داخل شدن در آتش است .»

انا الحسين بن علي

آليت ان لا انثني

احمي عيالات ابي

امضي علي دين النبي (15)

مضمون اين شعر، به شعر فارسي چنين است:

منم حسين بن علي

پشت نسازم به دني

حامي اولاد علي

مجري دستور نبي

ج: اشعار غير رجز:

اگرچه بخشي از اشعار امام حسين عليه السلام به عنوان رجز مطرح شده است، ولي برخي ديگر از اشعار آن حضرت نيز به عنوان شعار مطرح است و شمردن آنها جزو رجز کار مشکلي است . کوتاه سخن اينکه ازحسين بن علي عليه السلام نيز شعرهاي فراواني غير از رجز نقل شده است .

يکي از شعرهاي آن حضرت چنين است:

انا ابن علي الطهر من آل هاشم

کفاني بهذا مفخرا حين افخر

وجدي رسول الله اکرم من مضي

ونحن سراج الله في الارض نزهر

وفاطمة امي من سلالة احمد

وعمي يدعي ذوالجناحين جعفر

وفينا کتاب الله انزل صادقا

وفينا الهدي والوحي بالخير يذکر

ونحن امان الله للناس کلهم

نسر بهذا في الانام ونجهر

ونحن ولاة الحوض نسقي ولاتنا

بکاس رسول الله ما ليس ينکر

وشيعتنا في الناس اکرم شيعة

ومبغضنا يوم القيامة يخسر

بنا بين الله الهدي من ضلالة

ويغمر بنا آلاءه ويطهر

اذا ما اتي يوم القيامة ظامئا

الي الحوض يسقيه بکفيه حيدر

امام مطاع اوجب الله حقه

علي الناس جمعا والذي کان ينظر

فطوبي لعبد زارنا بعد موتنا

بجنة عدن صفوها لا يکدر (16)

شاعري پارسي گو مضمون اين فرمايشات را اينگونه بازگردان کرده است:

منم زاد علي پاک و از هاشم نژاد من

مرا اين فخر بس باشد همين شد افتخار من

نياي من رسول الله گراميتر ز هر فردي

سراج الله خلقيم و درخشيدن شعار من

مرا مادر بود زهراي اطهر بضعه احمد

عمويم جفعر طيار و دارد انتظار من

بما نازل کتاب الله از روي درستي شد

به ما وحي آمد است و رهبري گرديده کار من

امان الله کل مردميم از عامي و عالم

همين گفتار پنهان من و هم آشکار من

زبهر دوستان بر حوض کوثر ما همه ساقي

بود جام رسول الله اندر اختيار من

نباشد در بشر از شيعيان ما گراميتر

عدوي ما خسارتمند باشد در صف محشر

علاوه بر اهدافي که مورد اشاره قرار گرفت، يکي ديگر از اهداف حسين بن علي عليه السلام حمايت از عرض و ناموس و عترت خويش بود که ضمن اشعاري در اين باره چنين مي فرمايد:

اذ المرء لايحمي بنيه وعرضه

وعترته کان اللئيم المسببا

ومن دون ما ينعي يزيد بنا غدا

نخوض بحار الموت شرقا ومغربا

ونضرب ضربا کالحريق مقدما

اذا مارآه ضيغم فر مهربا (17)

«وقتي که انسان براي فرزندان و آبرو و خاندانش حامي نيابد، شخص لئيم باعث آن است . در مقابل آنچه يزيد فردا از ما طلب خواهد کرد، شناگر درياهاي مرگ در مشرق و مغرب خواهيم بود . چنان ضربتي آتشين فرود مي آوريم و مي زنيم که اگر شيري آن را ببيند پا به فرار گذارد .»

سخن را با اين کلام نوراني از آن حضرت به پايان مي بريم که فرمود:

يا دهر اف لک من خليل

کم لک بالاشراق والاصيل

من صاحب او طالب قتيل

والدهر لا يقنع با لبديل

وانما الامر الي الجليل

وکل حي سالک السبيل

شاعري خوش بيان اين سوز دل حسين بن علي عليه السلام را اين گونه به رشته نظم کشيده است:

اف به تو اي روزگار، يار ستمگر

چند به صبح و پسين چو گرگ تناور

برکني از يار و دوست افسر و هم سر

نيست قناعت و را به اندک و کمتر

کار همان است سوي حضرت داور

هر که بود زنده راه من رود آخر

بدون ترديد بقاء و جاودانگي نهضت خونين حسيني در پرتو همين تعليمات نوراني و آرمانهاي الهي است که اين گونه در تاريخ ثبت و ضبط شده است و چه خونهايي که براي پاسداشت اين نهضت جهاني بر زمين ريخت و اينک برماست که گوهر تابناک اين شعارها را در تمام زواياي زندگي خويش تابنده سازيم .

پي نوشت ها:

1) ر . ک: راغب اصفهاني، المفردات، ص 332 .

2) ر . ک: ثقة الاسلام کليني، الکافي، دارالکتب الاسلاميه، تهران، 1365، 8 جلد، ج 1، ص 463 .

3) همان، ج 4، ص 147 .

4) شيخ صدوق، عيون اخبار الرضا عليه السلام، انتشارات جهان، 1378 ه . ق، 2 جلد، ج 1، ص 298 .

5) شيخ طوسي، مصباح المتهجد، مؤسسة فقه الشيعه، 1411 ه . ق، ص 774 .

6) ر . ک: لسان العرب، ج 4، ص 413 .

7) سيد بن طاوس، اللهوف، انتشارات جهان، 1348 ه . ق، ص 60 .

8) همان، ص 32; بحار الانوار، ج 44، ص 374 .

9) علي بن عيسي اربلي، کشف الغمه، مکتبة بني هاشم، تبريز، 1381 ه . ق، ج 2، ص 32 .

10) اللهوف، ص 24 .

11) محمد بن شهرآشوب مازندراني، مناقب آل ابي طالب، موسسه انتشارات علامه، 1379 ه . ق، 4 جلد، ج 4، ص 68 .

12) شيخ مفيد، الارشاد، ج 2، ص 97 .

13) اللهوف، ص 97 .

14) المناقب، ج 4، ص 68 .

15) علامه مجلسي، بحارالانوار، ج 45، ص 49 .

16) ابومنصور احمد بن علي طبرسي، الاحتجاج، نشر مرتضي، ج 2، ص 301 .

17) مقتل الحسين لابي مخنف، ص 25; ينابيع المودة، ص 402 .