جدایی، سقوط و دیگر هیچ ...
71 بازدید
تاریخ ارائه : 2/22/2014 12:16:00 PM
موضوع: علوم تربیتی

بی گمان محبوبترين بناها در اسلام پيمان مقدس ازدواج است و منفورترين چيز نزد پروردگار، خانه اي است که با طلاق و جدايي از هم فرو پاشد.

پس از ازدواج و شروع زندگي، ممکن است عواملي بوجود آيد و اين بناي محبوب پروردگار را به منفورترين امور تبديل کند. که پی آمدهای ناگواری خواهد داشت.

پيامدهاي طلاق

1 - مشکلات عاطفي

بدون ترديد مرد و زني که مدت ها با يکديگر زندگي کرده اند، بعد از جدا شدن از نظر عاطفي دچار بحران شديدي خواهند شد. حتي اگر درد جدايي را با وصال ديگري التيام دهند.

2 - مشکلات اجتماعي

بسياري از زنان بعد از طلاق امکان زيادي براي ازدواج مجدد - آن هم به طور دلخواه و شايسته - ندارند، از اين رو دچار زياني بزرگ مي شوند و البته اين مشکل براي مردان کمتر از زنان نخواهد بود به نحوي که عده فراواني از آن ها همواره حسرت زندگي قبلي خود را مي خورند.

3 - مشکلات فرزندان

و بالاخره پرده پاياني اين قصه، داستان دردناک زندگي فرزنداني است که با طلاق والدين دچار بحران هاي شديد روحي و مشکلات رواني مي شوند.

البته اين ها برخي از پي آمدهاي طلاق و جدايي است و قطعا مشکلات فراوان ديگري به دنبال فروپاشي کانون خانواده به وجود خواهد آمد.

عوامل بازدارنده

اگر به هر دليلي دامنه اختلافات بين زن و شوهر بالا گرفت، خداوند تعالي براي پيشگيري از فروريزي بناي محبوب خانواده راه کارهايي را ارائه نموده است که به برخي از آن ها اشاره مي شود:

1 - دادگاه خانوادگي

آنجا که بيم انحلال و از هم پاشيدگي کانون خانوادگي در ميان باشد، اسلام تشکيل دادگاه خانوادگي را لازم دانسته است. به اين ترتيب که يک نفر داور به نمايندگي از طرف مرد و يک نفر به نمايندگي از طرف زن براي رسيدگي به مشکلات و اصلاح بين آن دو معين شوند. داوران منتهاي کوشش خود را درباره اصلاح آن ها به عمل آورند و اختلافات آن ها را حل کنند و اگر چاره اي جز جدايي نبود، آن ها را به بهترين نحو ممکن از يکديگر جدا کنند.

جاي بسي تاسف است که امروزه اغلب جوان ها با فاصله گرفتن از بزرگترها، خود را از تجربه هاي مفيد آنان محروم ساخته و گاهي گره اي را که به سادگي مي توان با کمک آن ها باز کرد، محکمتر کرده و گشودن آن را مشکل تر مي کنند.

خداوند متعال مي فرمايد: «وان خفتم شقاق بينهما فابعثوا حکما من اهله وحکما من اهلها ان يريدا اصلاحا يوفق الله بينهما ان الله کان عليما خبيرا»; «و اگر از جدايي ميان آن دو (زن و شوهر) بيم داشتيد، پس داوري از خانواده شوهر، و داوري از خانواده زن برگزينيد [تا به کار و اختلاف آن دو رسيدگي کنند.] اگر اين دو داور بناي اصلاح داشته باشند، خداوند ميان آن دو وفاق ايجاد کند، زيرا خداوند [از نيات همه] آگاه و باخبر است.»

اين آيه به زيبايي تمام، يک دادگاه خانوادگي را با ابتکار و امتيازات زير مطرح مي کند:

1 - داور، از ميان فاميل زن و شوهرند، تا سوز و تعهد و خير خواهي بيشتري داشته باشند.

2 - اين دادگاه نياز به بودجه ندارد.

3 - رسيدگي به اختلاف در اين دادگاه، سريع و بدون تراکم پرونده و مشکلات کار اداري است.

4 - اسرار اين دادگاه به بيگانگان نمي رسد و مسائل اختلافي در ميان خودشان مي ماند.

5 - چون داوران از خود فاميلند، مورد اعتماد طرفين مي باشند.

بنابراين آيه، جامعه - و مخصوصا خويشاوندان - در برابر اختلافات خانوادگي مسؤولند و مي بايست قبل از هر اتفاق نگران کننده اي تلاش خود را براي پيشگيري از آن به کار گيرند.

2 - توجه به آينده فرزندان

بدون ترديد پدر و مادر در يک خانواده پناهگاه فرزندان هستند، آنان در سايه الطاف الهي با فراهم آوردن امکانات رفاهي و حمايت هاي جسماني و رواني، در رشد، شکوفايي و بالندگي فرزندان نقش اساسي را ايفا مي کنند.

اختلاف، نزاع، سرزنش، ناسازگاري و... زن و شوهر بر رفتار کودکان و شکل گيري شخصيت آن ها آثار زيانبار و نامطلوبي به جاي خواهد گذاشت و اين آثار هنگام طلاق به اوج خود مي رسد. با توجه به آنکه همين فرزندان آينده جامعه را رقم خواهند زد، کمترين تقصير و قصوري در رشد و تربيت آن ها گناهي نابخشودني خواهد بود.

توجه به عواقب سوء اختلافات و جدايي زن و شوهر و تفکر درباره آثار زيان بار آن، موجب کاهش اختلافات و ايجاد تفاهم و درک بيشتر يکديگر خواهد بود.

3 - توصيه به ترک طلاق

اسلام مجريان صيغه طلاق و شهود و ديگران را توصيه کرده که با کوشش هاي خود مرد و زن را از طلاق منصرف کنند، همچنين طلاق را جز با حضور دو شاهد عادل صحيح نمي داند. اين دو نفر به خاطر داشتن عدالت و تقوي، نهايت کوشش خود را براي ايجاد صلح و صفا ميان زن و مرد به کار مي برند.

بديهي است اين همه مانع تراشي در راه طلاق به منظور اين است که در اين مدت ناراحتي ها و عصبانيت هايي که موجب تصميم طلاق شده است از ميان برود و زن و مرد به زندگي عادي خود بازگردند.

4 - قرار دادن عده

در مواردي که طلاق از طرف مرد و به صورت رجعي باشد، مرد مي تواند در مدت «عده » رجوع کند. بسياري از بي خبران، اين حکم اسلامي را به هنگام طلاق رعايت نمي کنند، و به محض جاري شدن صيغه طلاق، هم مرد به خود اجازه مي دهد که زن را بيرون کند و هم زن خود را آزاد مي پندارد که از خانه شوهر خارج شود. ولي اين حکم اسلامي علاوه بر حفظ احترام زن، غالبا زمينه رابراي بازگشت شوهر از طلاق و تحکيم پيوند زناشويي فراهم مي سازد.

چه اينکه با گذشت زمان، طوفان خشم و غضب، که غالبا موجب تصميم هاي ناگهاني در امر طلاق و جدايي مي شود، فرو مي نشيند و حضور دائمي زن در خانه در کنار مرد در مدت عده و ياد آوري شومي طلاق - که متاسفانه اغلب کساني که دست به طلاق مي زنند به آن توجهي ندارند - مخصوصا در آن جا که پاي فرزنداني در کار است، و اظهار محبت هر يک نسبت به ديگري، زمينه ساز رجوع مي گردد و ابرهاي تيره و تار دشمني و کدورت از آسمان زندگي کنار رفته، مجددا خورشيد محبت و عاطفه گرما بخش خانه خواهد شد.

جالب اينکه در حديثي از امام باقرعليه السلام مي خوانيم: «المطلقة تکتحل وتختضب، وتطيب; زن مطلقه [در دوران عده اش مي تواند آرايش کند;] سرمه در چشم نمايد، و موهاي خود را رنگين، و خود را معطر کند.»

آيا تحمل برخي از تلخي ها در زندگي زناشويي و گذشت در زندگي - که پيامدهاي شيرين و حيات بخش دارد - سخت تر است يا تحمل پيامدهاي بسيار ملال آور طلاق؟!

 بيانديشيم.