ولادت حضرت مهدی (ع) آخرین طلوع
79 بازدید
تاریخ ارائه : 6/22/2013 11:07:00 AM
موضوع: امامت و مهدویت

ولادت حضرت مهدی (ع) آخرین طلوع 

   از روایات فراوانی استفاده می شود که حضرت مهدی(ع)، ولادتی استثنایی داشته و این، برای بسیاری سؤال برانگیز بوده و هست. از این روی، ترسیم و تصویر و شرح مقدمات ولادت و برخورد مخالفان و دشمنان اهل بیت(ع)، در برابر این پدیده، ضروری می نماید.

   جریان امامت پیشوایان معصوم(ع)، پس از رسول خدا(ص) فراز و فرودهای فراوانی پیدا کرد. امامان معصوم(ع)، با حفظ استراتژی کلی و خطوط اساسی امامت، در باره حفظ مکتب و ارزش های آن، روش های گوناگونی را در برابر ستم پیشه گان، در پیش گرفتند.

   این فراز و نشیب ها، تا زمان امامت علی بن موسی الرضا(ع)، استمرار داشت و ائمه(ع) تا آن زمان، هر یک به تناسب زمان و مکان و ارزیابی شرایط و اوضاع سیاسی و اجتماعی، موضعی خاصّ بر می گزیدند.

   پس از امام رضا(ع)، جریان امامت شکل دیگری یافت. امام جواد، و امام هادی و امام حسن عسکری(ع)، در برابر دستگاه حاکم و خلفای عباسی موضعی یگانه برگزیدند.

   پس از دو قرن و اندی که از هجرت پیامبر(ص) گذشت، و امامت به این امامان رسید، اندک اندک، در میانِ حکومت گرانِ مسلمین در مرکز خلافت نگرانی هایی عمیق جان گرفت. این نگرانی ها مربوط به اخبار و احادیث بسیاری بود، که در آن ها آمده بود: از امام عسکری(ع) فرزندی تولد خواهد یافت، که برهم زننده اساس حکومت هاست. این پیشگویی، هم در کتاب های پیشینیان آمده بود، و به وسیله آگاهان از آن کتاب ها، در میان مسلمین نقل می شد، و هم در احادیث و اخبار اسلامی، بویژه احادیث نبوی.

   بدین گونه می نگریم که بر مبنای بشاراتِ کتبِ پیشینیان، و همچنین احادیث اسلامی، اشتهار یافته بود که از امام یازدهم فرزندی پدید آید، که ویران کننده ی تخت ها، و فرو افکننده ی تاج ها، و پای مال کننده ی قدرت هاست...

   از این روی بر فشارها و سخت گیری های نسبت به امام حسن عسکری(ع) افزوده شده، تا شاید با نابودی ایشان از تولد مهدی(ع) و تداوم امامت جلو گیری شود. اما بر خلاف برنامه ریزی ها و پیش گیری های دقیق و پی در پی دشمنان، مقدمات ولادت امام مهدی(ع) آماده شد و توطئه ستمگران، راه به جایی نبرد.

   بدین علت بود که چگونگی احوال مهدی(ع)،ـ دورانی که در شکم مادر بزرگوار خود بود، و سپس تولد او، ـ همه و همه، از مردم نهان داشته می شد، و جز چند تن معدود، از نزدیکان، یا شاگردان و اصحاب خاصّ امام عسکری(ع)، کسی او را پس از به دنیا آمدن نمی دید. آنان نیز مهدی را گاه گاه می دیدند، نه پیوسته و به صورت عادی.

   در باره چگونگی ولادت ایشان مشهورترین گزارشی را که می توان ارائه کرد سخنان ارزشمند بانوی بزرگوار حضرت حکیمه(ع) عمه امام عسکری(ع)  است.

شیخ صدوق، این حادثه بزرگ را از زبان آن بانوی بزرگ چنین آورده است: حکیمه دختر امام جواد(ع) گوید: امام حسن عسکری(ع) مرا به نزد خود فرا خواند. و فرمود: ای عمه! امشب افطار نزد ما باش! که شب نیمه ی شعبان است و خدای تعالی امشب حجّت خود را ـ که حجّت او در روی زمین است ـ ظاهر سازد. گوید: گفتم: مادر او کیست؟ فرمود: نرجس. گفتم: فدای شما شوم اثری در او نیست، فرمود: همین است که به تو می گویم. گوید: آمدم و چون سلام کردم و نشستم، نرجس آمد کفش مرا بر دارد و گفت: ای بانوی من و بانوی خاندانم حالتان چطور است؟

 گفتم: تو بانوی من و بانوی خاندان من هستی، گوید: از کلام من ناخرسند شد و گفت: ای عمه جان! این چه فرمایشی است؟ گوید: بدو گفتم: ای دختر جان! خدای تعالی امشب به تو فرزندی عطا فرماید که در دنیا و آخرت آقا است. گوید: نرجس خجالت کشید و حیاء کرد.

 و چون از نماز عشا فارغ شدم، افطار کردم و در بستر خود قرار گرفته و خوابیدم. در دل شب برای ادای نماز برخاستم و آن را به جای آوردم؛ در حالی که نرجس خوابیده بود و رخدادی برای وی نبود. سپس برای تعقیبات نشستم و پس از آن نیز دراز کشیدم و هراسان بیدار شدم. او همچنان خواب بود، پس برخاست و نماز گزارد و خوابید.

 حکیمه گوید: بیرون آمدم و در جست ‏و جوی فجر به آسمان نگریستم و دیدم فجر اوّل دمیده است و او در خواب است. شک بر دلم عارض گردید، ناگاه ابومحمّد از محل خود فریاد زد: ای عمه! شتاب مکن که این جا کار نزدیک شده است. گوید: نشستم و به قرائت سوره «الم سجده» و سوره «یس» پرداختم. در این میان او هراسان بیدار شد و من به نزد او پریدم و بدو گفتم: اسم اللّه بر تو باد آیا چیزی را احساس می کنی؟ گفت: ای عمه! آری. گفتم: خودت را جمع کن و دلت را استوار دار که همان است که با تو گفتم، حکیمه گوید: مرا و نرجس را ضعفی فرا گرفت و به آواز سرورم به خود آمدم و جامه را از روی او برداشتم و ناگهان سرور خود را دیدم که در حال سجده است و مواضع سجودش بر زمین است. او را در آغوش گرفتم، دیدم پاک و نظیف است. ابومحمّد فریاد بر آورد که‏ای عمه! فرزندم را به نزد من آور! او را نزد وی بردم و او دو کف دستش را گشود و فرزند را در میان آن قرار داد و دو پای او را به سینه خود نهاد. پس زبانش را در دهان او گذاشت و دستش را بر چشمان و گوش و مفاصل وی کشید. سپس فرمود: اى فرزندم! سخن گوی: گفت: «اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلاَّ اللّه وَحْدَهُ لاشَرِیکَ لَهُ وَ اَشْهَدُ اَنَّ محمّداً رَسُولُ اللّهِ» سپس درود بر امیرالمؤمنین و ائمه(ع) فرستاد تا آن که بر پدرش رسید و زبان در کشید».

   معمولاً کسی که دارای فرزند می شود، خویشان، دوستان و همسایگان از آن آگاه می شوند، بِویژه اگر شخص دارای موقعیت اجتماعی ممتاز باشد، این مسأله از کسی پوشیده نمی ماند. اما با توجه به آنچه یاد شد از مهمّ ترین ویژگی های ولادت حضرت مهدی(ع) مخفی بودن آن است. 

خداوند متعال می دانست اگر امامان پیشین ظاهر شوند از کشته شدن در امان خواهند بود بر خلاف مهدی(ع) که اگر ظاهر شود کشته خواهد شد و اگر یکی از پدران مهدی کشته می شد حکمت و تدبیر الهی اقتضا می کرد دیگری به جای او نصب گردد ولی اگر مهدی کشته شود مصلحت و تدبیر امور انسان ها اقتضا نمی کرد که خداوند امام دیگری به جای وی نصب نماید.

   امام عسکری(ع) با بیانی لطیف این حقیقت را در پاسخ به حکیمه خاتون عمه خویش که پرسیده بود: از چه کسی حضرت مهدی(ع) متولد می شود و من در نرجس آثار بارداری نمی بینم؟ این گونه بیان فرموده است: «از همان نرجس. نه از دیگری.» حکیمه گوید: به نزد او رفتم و پشت و شکم او را وارسی کردم و آثار بارداری در او ندیدم, به نزد امام برگشتم و کار خود را به او گزارش کردم, تبسمی فرمود و گفت: «در هنگام فجر آثار بارداری برایت نمودار خواهد گردید, زیرا مَثَل او مَثَل مادر موسی(ع) است که آثار بارداری در او ظاهر نگردید و کسی تا هنگام ولادتش از آن آگاه نشد, زیرا فرعون در جست و جوی موسی, شکم زنان باردار را می شکافت و این نظیر موسی(ع) است». البته این پنهان بودن ولادت نه نخستین بار و نه واپسین بار بوده بلکه در موارد فراوانی نقل شده که می توان از آن جمله به ولادت پنهانی ابراهیم خلیل(ع) از ترس کشته شدن به دست پادشاه زمانش و هم چنین به ولادت پنهانی موسی بن عمران از ترس کشته شدن به دست فرعون اشاره کرد.